ذبيح الله صفا

98

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

پناهگاههاى فرهنگ ايران اگر بلاى مغول همهء ايران يا ممالك همسايهء ايران را بىكم و كاست فروميگرفت مسلّما تأثيرات سوء آن در سقوط اجتماعى و عقلى ايران بسيار شديدتر از آن مىبود كه شرح داده‌ايم . خوشبختانه عواملى مختلف از شدّت يأس‌انگيز اين تأثيرات كاست و تعادلى در آن ايجاد كرد . از ميان اين عوامل مهمتر از همه آنست كه در بحبوحهء حملات مغول و تاتار بعضى از نواحى ايران بعلل گوناگون از شدّت بأس آنان ايمن ماند . اين امر يا بر اثر قبول ايلى بعضى از امراى محلّى ايران و نواحى مجاور بود ، و يا در نتيجهء آنكه حملهء مغول به آن نواحى در سالهاى بعد از چنگيز و در دورهء جانشينان او با شدّت عمل كمترى انجام گرفت . مثلا تمام ناحيهء فارس و متصرّفات سعد بن زنگى و ابو بكر و پسرش ، كه هر دو از پادشاهان بسيار خوب سلغرى و موصوف بپرورش اديبان و عالمان و معروف بايجاد آبادانيها و مدارس و مساجد و خانقاهها و غيره بوده‌اند ، در گيرودار حملهء چنگيز و هولاگو و حتّى در عهد نخستين ايلخانان ايران بر اثر تدبير و پيش‌بينىهاى سلغريان در امن و امان باقى ماند و در دورهء دو پادشاه مذكور ترقّى و رونق يافت . ناحيهء امن و آرام فارس گروهى از بزرگان معروف عهد را بسوى خود كشيد و آنجا را مأمن پناهندگان ساخت و شايستهء اين ابيات از افصح المتكلّمين سعدى قرار داد كه در خطاب به ابو بكر بن سعد بن زنگى گفته است : اقليم پارس را غم از آسيب دهر نيست * تا بر سرش بود چو تويى سايهء خدا امروز كس نشان ندهد در بسيط خاك * مانند آستانِ دَرَت مأمن رضا بر تست پاس خاطر بيچارگان و ، شكر * بر ما و ، بر خداى جهان‌آفرين جزا يا رب ز باد فتنه نگهدار خاك پارس * چندانكه خاك را بُوَد و باد را بقا « 1 » وصفى كه شمس قيس رازى از حال خود هنگام سرگردانى در بلاد خراسان و عراق ، و التجا به « مأمن پارس » « 2 » كرده اهميّت آن ديار آرام را در عهد پادشاهان بزرگ سلغرى

--> ( 1 ) - كليات سعدى ، چاپ مرحوم فروغى ص 5 ( 2 ) - المعجم ، چاپ تهران 1314 ص 7